ياور هميشه مؤمن تو برو سفر سلامت
عطرخودرادرهوا پراکنده میکنم واز پشت پلکهای سنگینم باخداوندسخن می گویم باید بخشید باید دل داد باید محبت دید ومحبت کرد تاازلطف او برخودارشوی چه بخواهی چه نخواهی همه چیز را پشت سر خواهی گذاشت پس بگذار از دادن محبت دریغ نکنی وجستوجو کن برای یافتن , برای یافتن کسی که تورا دریابد در دل هوس داشتن را پرورش ده برای داشتن حتی ثانیه ها رااز دست نده برای عاشق شدن باید دوید ولذت لحظه های سخت برای بدست آوردن شیرین است بگذار تادر هوای ابری دلت آفتاب دوباره طلوع کند امروز همان فردای دیروز است وتو بایدباورکنی که روزهای عمرت سپری خواهد شد.. پس بخاطرداشتن بخاطرخواستن دل را به دست قاصدک زمان بسپار تا خورشید زندگیت به تو لبخندزند... دلا شبها نمی نالی به زاری دل بی درد همچون گور سرد است فریدون مشیری در تنهايي خود لحظه ها را برايت گريه كردم در بي كسيم براي تو كه همه كسم بودي گريه كردم در حال خنديدن بودم كه به ياد خنده هاي سرد و تلخت گريه كردم در حين دويدن در كوچه هاي زندگي بودم كه ناگاه به ياد لحظه هايي كه بودي و اكنون نيستي ايستادم و آرام گريه كردم ولي اكنون مي خندم آري ميخندم به تمام لحظه هاي بچگانه اي كه به خاطرت اشك هايم را قرباني كردم
![]()
سر راحت به بالین می گذاری!
تو صاحب درد بودی ناله سر کن
خبر از درد بی دردی نداری
بنال ای دل که رنجت شادمانی ست
بمیر ای دل که مرگت زندگانی ست
مباد آن دم که چنگ نغمه سازت
ز دردی بر نیانگیزد نوایی
مباد آن دم که عود تار و پودت
نسوزد در هوای آشنایی
دلی خواهم که از او درد خیزد
بسوزد عشق ورزد اشک ریزد!
به فریادی سکوت جانگزا را
به هم زن در دل شب های و هو کن
و گر یارای فریادت نمانده ست
چو مینا گریه پنهان در گلو کن
صفای خاطر دلها زدرد است![]()
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |



