ياور هميشه مؤمن تو برو سفر سلامت
همچنین این روز،روزدل دادگی(عشق) ایرانیان نیز می باشد و اکنون پس از هزاره ها اروپایی ها روز (والن تاین) را که نه از سوی ساختار آفرینش (فلسفه وجودی) و نه از دیدگاه دیرینگی یارای برابری با سپندارمزدگان را ندارد جشن می گیرند وبه آن می بالند اما شور بختانه ما این بازمانده از آیین گذشته خود را که پس از هزاره ها به دست ما رسیده به درستی نمی شناسیم و آن را ارج نمی نهیم به امید روزی که فرهنگ شکوهمند خود را نیک بشناسیم و به دیگران نیزبیاموزیم،پیشاپیش این روز بر تمامی ایرانیان ، بویژه بانوان ایرانی خجسته باد عصر ما عصر فریب براي من نوشته: گذشته ها گذشته ، تموم قصه ها هوس بود براي او نوشتم: براي تو هوس بود ، ولي براي من نفس بود کاشکي خبر نداشتي ، ديوونه نگاتم يه مشت خاک ناچيز ، افتاده اي به زير پاتم کاشکي صداي قلبت ، نبود صداي قلبم کاشکي نگفته بودم ، تا وقت جون دادن باهاتم نوشته : هر چي كه بود تموم شد نوشتم: عمر من حروم شد نوشته :رفته اي ز يادم نوشتم :شمع رو به بادم نوشته: در دلم هوس مرد نوشتم: دل توي قفس مرد کاشکي نبسته بودم ، زندگيمو به چشمات کاشکي نخورده بودم ، به سادگي فريب حرفات لعنت به من که آسون ، به يک نگات شکستم به اين دل ديوونه ، راه گريزو ساده بستم . رو ميكنم به آيينه رو به خودم داد ميزنم ببين چقدر حقير شده اوج بلند بودنم من و ما كم شده ايم خسته از هم شده ايم بنده خاك خاك ناپاك خالي از معناي آدم شده ايم عشق يعني چون خورشيد تابيدن بر شب هاي دوست و چون برف ذوب شدن بر غم هاي دوست!... روز اول شوخي شوخي جدي شد شوخي ترين جدي عمرم دوست داشتن تو بود و جدي ترين شوخي عمرم از دست دادن تو بود! نمي خوام بگم قدر یک دنيا دوست دارم چون دنيا یکروز تموم مي شه نمي خوام بگم سياهي چشات مثل شب پر ستاره است چون شب هم بالاخره تموم مي شه نمي خوام بگم دوست دارم چون دوست ندارم بلكه عاشقتم از منزل كفرتا به دين يك نفس است وز عالم شك تا به يقين يك نفس است اين يك نفس عزيز را خوش ميدار چون حاصل عمر ما همين يك نفس است نيكي را خداوند به همه هدیه می دهد اما همیشه کسانی برای انجامش گلچین می شوند . هر وقت عزيزي رو از دست ميديم و از جمع ما خارج و به ملكوت اعلاء مي پيونده كوله باري از غم رو روي شونه هامون احساس ميكنيم . پسر عموي گلم رو واسه هميشه از دست دادم ، اين چند خط رو واسه يادبود و گراميداشت فيروز عزيزم به روح بلندش تقديم ميكنم : وقتی که تو رفتی دلم همسفرت شد دنبال تو پر زد یه عمر در به درت شد تقدیم به کسی که خیلی دوستش داشتم و او رفت... به آسمان خدا رفت... به آنجا که دیگر اشکهایم نمی توانند بدرقه اش کنند به آنجا که دلم دیگر نمی تواند طاقت دوری اش را تحمل کند چگونه به او بگویم دوستش دارم... عزيزترين دوست دوران نوجواني و جوانيم يادت بخير ای عشق " مرا با خاطراتم تنها بگذار روزها در پی هم و شبها در پی روزها ... می گذرد باران آرام آرام بر شیشة اتاقم می کوبد . او هم دلش گرفته ... باران زیبا ... دیگر حوصلة تماشای باران را هم ندارم ...
ِ حوصلة خودم را هم ندارم ... دیگر گذشت زمان هم برایم مهم نیست ... بگذار تا بگذرد مرا با خاطراتم تنها بگذار تو آمدي و در انتهاي جاده به انتظار آمدنت نشستم و در پيچ و خم راه برايت نشانه هاي دوست داشتن را گذاشتم بيا و ببين كه دره هاي دوري را با خوشي خيال پر كردم و همچنان پيش رفتم و مي روم وبيا وبيا و گوش كن به نام تنهايي نجوا ميكند . تنهاي تنها غرق حسرت و نوميدي ، بي كس در آغوش شب ميماند ، گاهي از گوشه چشم به آسمان مينگرد . به كه گويد كه هرگز خورشيد بر او نتابيد ، به كه گويد كه خورشيد پرتو افشانيش را از او دريغ كرده است . ولي او باز هم با تمام نا مهربانيها مهرباني كرد ، او با بي وفايي سرنوشت مبارزه كرد ، او با قلبي به وسعت دريا و با تمام سادگي به خود اميد ميداد كه تو مهربان باش تا در دلت بهاري از نشاط برآيد . آنقدر با آتش دل سوخت و ساخت ، آنقدر سوخت نه چون شمع طرب در بين جمع ، او سوخت از آتش دل در ميان موج اشك ، و او آرام و خاموش به استقبال رفت . زن = وزير سلب آسايش شوهر= وزير کار مادر زن = وزير جنگ مادر شوهر= وزير اغتشاشات خواهر زن = جاسوس دو جانبه خواهر شوهر= وزيراطلاعات و بازرسي پدر زن = وزير ارشاد پدر شوهر= رئيس تشخيص مصلحت
اینک زمین را می ستاییم ؛ زمینی که ما را در بر گرفته است. ای اََهوره مَزدا ! زنان را می ستاییم. زنانی را که از آن ِتو به شمار آیند و از بهترین اَشَه برخوردارند، می ستاییم .
اوستا - یسنا 38 - بند 1
جشن سپندارمزدگان
روز سپندارمزد از اسفند ماه باستانی برابر با 29بهمن ماه خورشیدی است. سپندارمزد نام امشاسپند ( فرشته ) نگهبان زمین و واژه سپندارمزد به مينوي ( معنی ): فروتنی ، بردباری ، فداکاری و دوست داشتن است و از آنجا که زمین مانند زنان در زندگی آدمیان نماد باروری وباردهی دارد، ایرانیان برای گرامی داشت زنان نیکو کاراین روزرا جشن می گرفتند .این جشن به نام مژد گیران یا مزد گیران نیز خوانده می شده و گمان می رود به شوند(دلیل) اینکه این روز جشن ویژه زنان بوده، مردان به جهت گرامی داشت این گوهران، به آنها پاداشی پیش کش کرده وآرزوهاشان را برآورده می نمودند.
![]()
عصر اسمای غریب
عصر پژمردن گلدون
چترای سیاه تو بارون
شهر ما سرش شلوغه
وعده هاش همه دروغه
آسموناش پر دوده
قلب عاشقاش کبوده
کاش تو قحطی شقایق
بشینیم تو یه قایق
بزنیم دل و به دریا
من و تو تنهای تنها
خونه هامون پر نرده
پشت هر پنجره پرده
قفسا پر پرنده
لبای بدون خنده
چشما خونه سواله
مهربون شدن مهاله
نه برای عشق میلی
نه کسی به فکر لیلی
کاش تو قحطی شقایق
بشینیم تو یه قایق
بزنیم دل و به دریا
من و تو تنهای تنها
اونقده میریم که ساحل
از من و تو بشه غافل
قایق و با هم میرونیم
اونجا تا ابد میمونیم
جایی که نه آسمونش
نه صدای مردمونش
نه غمش نه جنب و جوشش
نه گلای گل فروشش
مثل اینجا آهنی نیست
مثل اینجا آهنی نیست
پس ببین یادت بمونه
کسی هم اینو ندونه
زنده بودیم اگه فردا
وعده ما لب دریا
زنده بودیم اگه فردا
وعده ما لب دریا![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به آرامي خيال
به تازگي بهار
به خنكي نسيم
از گذرگاه آرزوهايم گذشتي و مرا در روياي محالي غرق كردي
مي شنوي صداي شب را
نقره اي مهتاب صدايت مي كند امشب
نگاه كن
گوچه هاي خلوت .امشب نور باران شده
دست باد را بگير و همراه من به ميهمانيم بيا
بيا و ببين كه ماه امشب خاطره اولين آشنايمان را تازه كرده
و بيا
بيا و هم راز شو با من و ماه![]()
![]()
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |


