تبليغاتX
شقايق گل هميشه عاشق
شقايق گل هميشه عاشق

ياور هميشه مؤمن تو برو سفر سلامت

 

شيوا خانم سلام

خوشحال و مسرورم از اينكه منو واسه اينكار انتخاب كردي . ولي نگفتي شيوا خانم من چطوري ميتونم كاري رو كه ازم خواستي واست توضيح بدم . آدرس ايميلي ..............

والله موندم توش كه چه جوري واست راهشو بگم . اگه چيزي به ذهنت رسيد بهم بگو تا انجام بدم . خوشحال ميشم كمكت كنم .

 

نوشته شده در 86/01/27ساعت 16:2 توسط مهرداد| |

 

چشمهاي درشت و زيبايت را که به من ميدوزي وبا لبهاي زيبا آواز ميخواني، احساس ميکنم که بيش از هميشه عاشقت هستم ، تو زيباترين قورباغه ي اين برکه اي

 

نوشته شده در 86/01/27ساعت 12:42 توسط مهرداد| |

 

چه کسی می گويد :

                  من و تو ما نشويم

چه کسی می گويد:

                  من و تو تنها شويم

         خانه اش ويران باد

       من و تو اگر ما نشويم تنهاييم

 

نوشته شده در 86/01/27ساعت 12:40 توسط مهرداد| |

چه غریب ماندی ای دل نه غمی نه غمگساری .......... نه به انتظار یاری نه زیار انتظاری......... وقتی اونو دیدم دل تنهام زیر و رو شد به امید نیمه گمشده ام . با اون بودن برام یه آرزو شد ، طفلی قلب تنهام به خودش گفت صبر کن این آرزوی تو یه روزی راست راستی میشه ولی نمی دونست که آرزوم خیلی بزرگه خیلی زود ویرونه میشه آخه اون که یه وقتی تنها کسم بود تنها امید زنده بودنم بود ، تنها پناه دل بیکسم بود با بی مهری تمام تنهام گذاشت و باور نکرد !!!!!!  رفت از کنارم حالامن از درد دوریش بیقرارم چون من ساده خیال میکردم پیشم می مونه همیشه ترانه ی عشق واسم می خونه من ساده خیال میکردم اون یه هم زبونه ولی نمیدونستم که خیلی نا مهربونه حالا فهمیدم که صداقتو وفا کردن تو این دنیا جايی نداره ........... با اینکه رفته دیگه برنمی گرده اما من هنوز هم از داغ عشقش دارم میسوزم چون فکرو خیالش همش باهامه هر جا که باشم جلو چشامه . میگن دوام بیار و روي درد دوریش پا بزار اما نميشه چون راهی ندارم ، نمی تونم طاقت بیارم اون نمی دونست برای عبور از تمام غصه هام یه تکیه گاهه ، دیگه خسته شدم .... خسته و بی ارداه بسه دیگه ، چون همیشه چشام بارونیه به قول خیلی ها شدم سلطان گریه ها حالا دلم یه غصه ی بزرگ رو مهمونه . جنگیدم با یه عشق بی ثمر یه عشق توخالی و در به در باید فریاد بزم بگم که عشق سرابه ، که بشم یه تجربه واسه همه بشم یه آتیش شعله ور .

 

سلام .

دل پردردي داري از ناملايمات روزگار بدجوري صدمه ديده ولي كم و بيش ميشناسمت و اينجوري نبايستي از طرف مقابلت بد بگي تو كه از توي دل اون نيومدي باور كن اونم ديوانه وار تو رو دوست داره ولي شرايطش ايجاب ميكنه كه اينجوري باشه . همه بطريقي عاشقند . عده اي به مراد ميرسند و عده ديگر بايد بسوزند و بسازند . ولي نا اميد نباش شايد وقتي ديگر ...............

نوشته شده در 86/01/27ساعت 9:5 توسط مهرداد| |

 

من در حالتي مابين اشك و حسرتو ترديد

ميان انتظاري كه بدون پاسخ و سرد است

در اوج پاييزي ترين ويراني يك دل

ميان غصه اي از جنس بغض كوچك يك ابر

نميدانم چرا ؟ شايد برسم و عادت پروانگي مان باز

براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم

 

نوشته شده در 86/01/25ساعت 12:21 توسط مهرداد| |

 

هنوز آشفته چشمان زيباي توام

ببين كه سرنوشت انتظار من چه خواهد شد

بعد از اينهمه طوفان و وهم و پرسش و ترديد

كسي از پشت قاب پنجره آرام و زيبا گفت :

تو هم در پاسخ اين بي وفايي ها بگو

در راه عشق و انتخاب آن خطا كردم

 

نوشته شده در 86/01/25ساعت 12:16 توسط مهرداد| |

 

شبي از پشت تنهايي نمناك و باراني تو را با لهجه گلهاي نيلوفر صدا كردم

تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم

 

پس از يك جستجوي نقره اي در كوچه هاي سرخ احساس

تو را از بين گلهايي كه در تنهايي ام روييد با حسرت جدا كردم

 

تو در آبي ترين موج تنهايي دلم گفتي :

دلم حيران و سرگردان چشماني ست رويايي

 

نوشته شده در 86/01/25ساعت 12:4 توسط مهرداد| |

منم اون مسافرخسته

ازغم دنیا بریده

بریده وبریده

تا که آخربه تورسیده

تواون آوازقشنگی

که دلم باهاش هم نوازه

تواون کعبه نوری

که دلم براش بی تابه

من تنها وغریبه

که کارم به اینجا کشیده

کشیده و کشیده

تا که آخربه تو رسیده

ای عشق آسمونی

پس کی پیشم می مونی

 

نوشته شده در 86/01/21ساعت 13:12 توسط مهرداد| |

دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلکه به خاطر شخصيتي که من در هنگام با تو بودن پيدا مي کنم. هيچ کس لياقت اشکهاي تو را ندارد و کسي که چنين ارزشي دارد باعث اشک ريختن تو نمي شود.اگر کسي تو را آن طور که مي خواهي دوست ندارد ، به اين معني نيست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد. دوست واقعي کسي است که دستهاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس کند . بدترين شکل دلتنگي براي کسي آن است که در کنار او باشي و بداني که هرگز به او نخواهي رسيد . هرگز لبخند را ترک نکن ‚ حتي وقتي ناراحتي چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو شود.
تو ممکن است در تمام دنيا فقط يک نفر باشي ، ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي. هرگز وقتت را با کسي که حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند ، نگذران . شايد خدا خواسته است که ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را ، به اين ترتيب. وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شکرگزار باشي. به چيزي که گذشت غم مخور ، به آن چه پس از آن آمد لبخند بزن . هميشه افرادي هستند که تو را مي آزارند ، با اين حال همواره به ديگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسي که تو را آزرده ، دوباره اعتماد نکني. خود را به فرد بهتري تبديل کن و مطمئن باش که خود را مي شناسي قبل از آنکه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد . زياده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترين چيزها در زماني اتفاق مي افتد که انتظارش را نداري .

نوشته شده در 86/01/20ساعت 13:50 توسط مهرداد| |

گاهي چنان بدم که مبادا ببينيم

حتي اگر به ديده ي رؤيا ببينيم

من صورتم به صورت شعرم شبيه نيست

بر اين گمان مباش که زيبا ببينيم

شاعر شنيدني ست...ولي ميل، ميل توست

آماده اي که بشنويم يا ببينيم

اين واژه ها صراحت تنهايي من است

با اين همه مخواه که تنها ببينيم

مبهوت مي شوي اگر از روزن شبي

بي خويش - در سماع غزل ها ببينيم

يک قطره- وگاه چنان موج مي زنم-

درخود، که ناگزيري، دريا ببينيم

شب هاي شعر خواني من بي فروغ نيست

اما تو با چراغ بيا تا به بينيم

 

نوشته شده در 86/01/20ساعت 13:47 توسط مهرداد| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ