شقايق گل هميشه عاشق
ياور هميشه مؤمن تو برو سفر سلامت
پسر به دخترگفت : دوستم داري؟! اشک ازچشماي دختر جاري شد ، مي خواست بره که پسر دستشو گرفت واشکاشو پاک کرد و گفت : اگه دوستم نداري اشکال نداره مهم اينه که من دوستت دارم وطاقت ديدن اشکاتو ندارم... دختر سرشو پايين انداخت و گفت : ميدوني چيه؟من دوستت ندارم . من... من بدجوري عاشقت شدم. پسر دستاي دخترو رها کرد و با قيافه اي غمگين از دختر جدا شد. دختر فرياد زد : مگه دوستم نداري؟؟ چرا داري ميري؟ پسرجواب داد : چون دوستت دارم مي خوام تنهات بزارم. دخترگفت : فکر کنم شنيده باشي که ميگن عاشقي که تنها باشه توي دنيا نمي مونه!!! تو که دوست نداري من بميرم هان؟؟؟؟! پسرگفت : آنقدر دوستت دارم که نمي خوام به خاطر من مرتکب گناه بشي! چون ميگن عشق يه جورگناهه دختر: اما عشقم پاکه !! پسر فرياد زد : عشق پاک ديگه هيچ جاي دنيا پيدا نميشه........ ودختر و براي هميشه تنها گذاشت... عشق پاک ديگه حتي توقصه هام معني نداره... قصه تمومه عشق من! فاصله رو صدا بزن پشت دستهای من انگار آوازهای هزار کولی بی خاک خفته است... منی که حضور نا تمام اشک را می مانم به دامان فرو مرده ی کسی غریب تر از خودم. و اینچنین آغاز می شود داستان نا تمام گریختن من از زیستنی چنین تنگ... تو به باور این سان کودکانه ام تنها خیره خواهی ماند... عاقبت انگشتهای من از تمام قصیده ها پر سوزتر خواهد بود... به کوتاهی خنده های من نخند!!! این انکار ساده ی دلتنگی است گاهی که دلتنگ بودنم برای تو عجیب می شود. بی شک نگاه من اولین آبستن اشک می شود اگر تو... از این کناره عبورنکنی................ عيد قربان را به همه مسلمان جهان در جاي جاي اين گيتي كه هستند تبريك و تهنيت عرض مي نمايم . وقتي كه تو را ديدم از پس پرده سخت جسم ، روح بلند و پاكت را ملاقات كردم ، چشمانم را فروغي تازه بخشيدي . كور عصا بدستي بودم كه به بيراهه مي رفتم اما اكنون با چشمي تو را مي بينم كه ابديت ، خوبي ، مهرباني و خوشبختي را مي بيند . گل خوشبختي . من تو را از بين هزاران گل با چشم جانم چيدم از ميان انبوه گلهاي رقصان ، خندان و گلهاي چشمك زن . سو سوي ستاره وجودت ، خورشيد شبهاي تاريكم شد . رد پايت هادي و رهنماي من و طنين خوش قلبت سكوت خلوتم را شكست . با ايستادگي و اقتدارت كه بر فراز عرش ايستاده اي برسرم باران خوشبختي باريدي . من بهشت را در تو ميبينم و با تو عشقي را لمس مي كنم كه از خدا نشات ميگيرد ، خالص ، صاف ، روان و زلال . من با تو نيرومندم بسان رستم دستان قوي ، استوار ، پرصلابت . من با تو بسان ارسطويم دانا ، عالم ، فيلسوف و دانشمند . من با تو بسان سليمانم مهربان ، نيك ، خوب و بخشنده . ا ما بي تو سرگشته ام چو مجنون ، افسرده و پريشان . من بي تو عاشق زارم چو ليلي در بدر بي ثمر و بي تكيه گاه ...................
اينجوری خيلی بهتره ‚ هم واسه تو هم واسه من
قصه تمومه ‚ عشق من ! بايد من رو جا بذاری
بايد صدام رو تو شب ترانه تنها بذاری
بدون تو سايه من تنها نشونی منه
بغض ترانه ساز من کنار تو نمی شکنه
دل سپردن رمز قفل اين حصار تو به تو نيست
با تو بودن بهترينه ! اما ختم جستجو نيست
اونور ديوار شب باش ! تا من از تو ما بسازم
انعکاس اين ترانه ‚ آخرين آواز قو نيست
بايد بری تا بتونم اين شب رو نقاشی کنم
طعم گس نيشای اين عقرب رو نقاشی کنم
بايد بری ! دوس ندارم شب به تو چپ نگاه کنه
دوس ندارم دستای شب ‚ صورتت رو سياه کنه
نه من من ‚ نه من تو ‚ تو اين شبا ما نميشه
عشق عظيم ما دوتا ‚ زير يه سقف جا نميشه
دل سپردن رمز قفل اين حصار تو به تو نيست
با تو بودن بهترينه ! اما ختم جستجو نيست
اونور ديوار شب باش ! تا من از تو ما بسازم
انعکاس اين ترانه ‚ آخرين آواز قو نيست
بنام هويداي دل
| Design By : Night Skin |

