ياور هميشه مؤمن تو برو سفر سلامت
خـــدايـــا تــو هــم عـاشــــــــــــــق شـــــده ای؟؟ خدايا تا کنون نور عشق به دل تو هم تابيده است؟؟ خدايا تا کنون انتظار عشق کشيده ای ؟؟ خدايا تو هم تا کنون درد عشق کشيده ای؟؟ خدايا تو هم تا کنون اضطراب عشق را کشيده ای؟؟ خدايا تو هم تا کنون به چشمان معشوقت نگاه کرده ای؟؟ خدايا تو هم تا کنون شيرينی عشق را چشيده ای؟؟ خدايا مگر عشق هم يکی از نعمتهای تو نيست ؟؟ خدايا مگر عشق را خودت نيافريدی؟؟ اگر چنين بوده چرا راه عشق را هموار نميکنی ؟؟ چرا عاشقان بايد هميشه رنج و درد و انتظار را تحمــل کننــد؟؟ چــرا ؟؟؟؟ خدايا ميترسم مـرا ببخش اي كه گفتي عشق را درمان به هجران كرده اند كاش مي گفتي كه هجران را چه درمان كرده اند از وفاي تو من سوخته خرمن چه كنم من نگويم تو چه كردي تو بگو من چه كنم <><><><><><><><><><><><><><><><><><><> گفتم نگهي گفت هوا روشن نيست گفتم قدمي گفت زمين گلشن نيست گفتم دردا كه فرصت از دست بشد دوري زد و گفت اين دگر با من نيست از طرف دوست خوبم دختر بختياري ( سهيل ) خدا من را آفرید تا همدم شبهای تنهایی تو بشم! خدا بهم فکر داد تا شب و روز به یاد تو باشم! خدا بهم چشم داد تا چشمهای قشنگتو منتظر نذارم! خدا بهم گوش داد تا صدای دلنشینت را بشنوم! خدا بهم بینی داد تا عطر خوشت را استشمام کنم! خدا بهم لب داد تا دست هایت را ببوسم! خدا بهم زبان داد تا همیشه نامت را بر آن جاری کنم! خدا بهم دوتا دست داد تا بتونم تو رادر آغوش بکشم امشب دلم از آمدنت سرشار است فانوس به دست کوچه دیدار است آنگونه تو را در انتظارم که اگر این چشم بخوابد آن یکی بیدار است <><><><><><><><><><><><><><><><> چون جاده به زخم رفتن آراست مرا یک سینه تپش نفس نفس کاست مرا این بود تمام ماجرای من و او می خواستمش ولی نمی خواست مرا تو را دوست دارم به خاطر آنكه دست فرو بردي در ژرفاي قلــــب من كه در زير توده اي از هزاران ناداني و سستي و ناتواني پنهان بود و در آن تاريكي زيباترين گوهرهاي هستي مرا يافتي و به روشني آوردي زيرا هيچكس پيش از تو چنين دور دست در من سفر نكرده بود تا اين زيبايي ها را ببيند مردی در مورد بهشت و جهنم با خدا صحبت می کرد.خدا گفت : بیا تا من جهنم را به تو نشان دهم. آنها وارد اتاقی شدند که جمعی از مردم در اطراف یک دیگ بزرگ غذا نشسته و همه گرسنه و نا امید و در عذاب بودند. هر کدام قاشقی داشتند که به دیگ می رسید ولی چون دستهء قاشق بزرگتر از بازوی آنها بود نمی توانستند قاشق را به دهان خود برسانند. پس از مدتی خدا گفت : حالا بیا تا بهشت را به تو نشان دهم.آن دو به اتاق دیگری رفتند که درست مانند اتاق اولی بود.وارد شدند. جمعی از مردم و دیگ غذا و همان قاشق های دسته بلند. ولی همه در آنجا شاد بودند.آن مرد گفت : نمی فهمم چرا مردم در اینجا شادند در حالی که در اتاق دیگر همه بد بختند و همه چیز این اتاق ها یکسان است. خداوند تبسمی کرد و فرمود:خیلی ساده است در اینجا انها یاد گرفته اند یکدیگر را تغذیه کنند!! پس پسندیده ترین کار هم نوع دوستیه که باعث میشه در هر شرایطی ما انسانها همدیگررا رها نکنیم و از هم غافل نباشیم . که پسندیده ترین اعمال نزد خداوند کارهای نیک و احسان به هم نوع است . ای دل چرا به روی من در وا نمی کنی رحمی بر این مســـافر تنها نمی کنی با آن که در گــــــلوی من فریادها شکست در گوشه ای نشسته ای لب وا نمی کنی در شعله های سرکش عشقم نشسته ای وز آه سـینه سوز مــــــن پــــــروا نمی کنی هفت آسمان مصیبت است آوار بر سرم در حــــیرتم که از چه رو غوغا نمی کنی از بس فضای سینه ام تاریک گشته است راهــــی به سوی روشنی پیدا نمی کنی با این هـــــــمه بهانه با من بـگو چرا امشب بساط گریه را بر پا نمی کنی ای همزبان زخمها ای اشک من توهم درد نــــهفته مرا افشــــــــا نمی کنی دستی به روی گونه زردم نمی کشی باغ خزان کشیده را احــــیا نمی کنی در این سکوت سنگی ام جاری نمی شوی این ســـــــنگ را روانه دریــــــــا نمی کنی همه می گن تو منو دوست نداری همشون پشت سر تو بد می گن نمیدونن تو از آسمون میای خودشون اهل یه دنیای دیگن به منم می گن داری محبتو از چشای اون گدایی میکنی![]()
![]()
![]()
![]()
از سري اشعار دوست خوبم فرزانه وبلاگ safayman.blogfa.com
![]()
تفاوت واقعي بهشت و جهنم
![]()
![]()
همه می گن اسمشه تو با منی توی قلب تو یکم جا ندارم
روی اسم تو باید خط بکشم برم و چشماتو تنها بزارم
نمیدونن تو بهونه منی نمیدونن تو بهونه منی
نمیدونن تو از آسمون میای نمیدونن که تو دل نمی شکنی
تو رو با خیلی ها دیدن همشون همه می گن بی وفایی می کنی
اونا از چشای تو بی خبرن نمیدونن که نگات نفس داره
اونا غافلن که چشم روشنت توی نوره ماهِ نقره دست داره
همه می خوان که ازت دست بکشم همشون بهم می گن دیوونه ای
نمیدونن تو بهونه منی ، معنی شعرای عاشقونه ای
نمیدونن تو بهونه منی نمیدونن تو بهونه منی
نمیدونن تو از آسمون میای نمیدونن که تو دل نمی شکنی
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |





