تبليغاتX
شقايق گل هميشه عاشق
شقايق گل هميشه عاشق

ياور هميشه مؤمن تو برو سفر سلامت

امان از اين عشقي که عاشقم نيست...

امان از اين گل که شقايقم نيست...

امان از اين يار نفس بريده...

امان از اين بغضي که حق حقم نيست...

تازه مي خواستم تو دل تو جاشم...

تازه مي خواستم به تو مبتلا شم...

خراب شدي رو سر آرزو هام...

تابان اين عشقو من از تو ميخوام...

نفرين به من که پرپرت نکردم...

مثل خودم در بدرت نکردم...

دستتو خوندموچشامو بستم...

از حال و روزم خبرت نکردم...

.نفرين به تو که باورم نکردي...

عاشق شدم عاشق ترم نکردي...

سوختمو دل به هيچ کسي ندادم...

نوشته شده در 85/08/29ساعت 7:25 توسط مهرداد| |

شب شد
خورشيد رفت
آفتابگردان عاشق به دنبال آفتاب آسمان را جست و جو می کرد
ناگهان ستاره ای چشمک زد !
آفتابگردان سرش را به زير افکند
گلها خيانت نمي کنن!!! 

 --------------------------------------------------------

رو موهام گل نمیذاره /  دیگه اون دوسم نداره

واسم از شهر نگاهش/  دیگه سوغات نمیاره

پشت شیشه  اتاقم /  دیگه سر در نمیاره

بیرحم دروغگو / دیگه اون دوسم نداره

..................

آسمون دوسم نداره /  دیگه اون دوسم نداره

اونی که واسم میمردش/ حالا یار تازه داره

اونی که واسم میمردش /  به جونم قسم میخوردش

باورم نمیشه انقدر/ ساده از یاد منو بردش

 -------------------------------------------------------

ببخشيد
اگه تو مسير جاده خسته کردم لحظه هاتو
آخر جاده رسيد ، خسته نباشی
ببخشيد
اگه آفتابی نبودم توی خاکستری باور و ترديد
بی گناهم ، از ديار خيس بارانم نه از ديار خورشيد
ببخشيد ،ببخشيد ،ببخشيد...

 -------------------------------------------------------

گفتمش: دل مي‏خري؟!

 پرسيد چند؟!

گفتمش: دل مال تو، تنها بخند.

خنده کرد و دل ز دستانم ربود

 تا به خود باز آمدم او رفته بود

 دل ز دستش روي خاک افتاده بود

 جاي پايش روي دل جا مانده.....

نوشته شده در 85/08/29ساعت 6:49 توسط مهرداد| |

در غروب رفتن تو لحظه هايم را شكستن

زير بارون جدايي با خيال تو نشستن

بي تو تنها گريه كردم تو شباي بي ستاره

انتظارتو  كشيدم تا تو برگردي دوباره

پشت شيشه روز و شب دل به بارون مي سپارم

من براي گرهايم چشمه ها رو كم مي يارم

انتظار با تو بودن منو از پا در مي ياره

ترس از اين دارم كه بي تو تا ابد چشمام بباره

نوشته شده در 85/08/28ساعت 10:34 توسط مهرداد| |

>> ما كه گفتيم مال ياريم <<

ما كه گفتيم جانم مال يارم

ما كه گفتيم اسير خيال يارم

ما كه گفتيم ديونه وجود يارم

ما كه گفتيم جان فداي يارم

ما كه گفتيم خراب چشم مست يارم

ما كه گفتيم تو عالم عاشقي فكر هوس ندارم

ما كه گفتيم غير از دل پر درد هيچي ندارم

ما كه گفتيم بي شما خزان و سردم

اما ؟   اما ؟    تو باز بد شدي و از عشق ما رد شدي !!!!!

نوشته شده در 85/08/28ساعت 10:26 توسط مهرداد| |

نوشته شده در 85/08/15ساعت 7:34 توسط مهرداد| |

عزيزم سلام يه چيزي بيا بي وفا بشيم
دوست دارم كه ما يه جور از همديگه جدا بشيم
فكرشو كردم و گفتم واسه چي ديوونه شيم
بهتره ما هم مث تموم عاقلا بشيم
 هدف من و تو از حرفهاي زيبامون چيه
 كاشكي تصميم بگيريم با يكي آشنا بشيم
 مي دوني ديدم نمي شه من و تو با هم باشيم
 هر كدوم بايد بريم دوباره مبتلا بشيم
 ما دو تا اسير همديگه شديم يه جور بد
كاش فراموش كنيم و از دست هم رها بشيم
 دور شديم از حرفهاي روزاي آشنايي مون
سخته اما بيا باز مث غريبه ها بشيم
ستاره خواستم بچينيم ديگه دستم نرسيد
 ما بايد نزديكتر از اين ستاره ها بشيم
 يه چيزي مث يه شك من و رها نمي كنه
 بيا امشب و من و تو غرق دعا بشيم
فكرش و كردي ديگه خدا ما رو دوست نداره
 بيا باز بنده هاي عزيز واسه خدا بشيم
 خواستم امتحان كنم تو رو ببينم چي مي گي
بيا به هر چي كه بود تو شعر بي اعتنا بشيم

نوشته شده در 85/08/13ساعت 8:8 توسط مهرداد| |

اوني كه مي خواستم عهدشو شكست و
 به پاي عشق جديد نشست و
 چش روي آرزوم هميشه بست و
 پشت مه پنجرمون رها شد
 اوني كه مي خواستم مث اشك چكيد و
 تو طول راه يهو يكي رو ديد و
 صداي از ما بهتر و شنيد و
 به خاطر هيچي ازم جدا شد
اوني كه مي خواستم دل ما رو بردو
 تو راه كه مي رفت به يكي سپرد و
 تو خاطرش ، خاطره ي ما مرد و
 يكي ديگه تو روياهاش خدا شد
 اوني كه مي خواستم دل ازم بريد و
 بين گلا يه گل تازه چيد و
 به اوني كه دلش مي خواس رسيد و
 مثل تموم مردا بي وفا شد
 اوني كه مي خواستم زود ازم گذشت و
 يه روزي رفت و ديگه بر نگشت و
منكر مجنون شد و كوه و دشت و
منكر عشق و بودن با ما شد
 اوني كه مي خواستم زير قولش زد و
با يكي ديگه پيش من اومد و
 به خاطر اون به ما گفتش بد و
 عزيز تر از ديروز و از حالا شد
اوني كه مي خواستم شدش از ما سرد و
 پيغام دادش كه ديگه برنگرد و
 بد بودن ما رو بهونه كرد و
 غيبش زد و يك دفعه كيميا شد
اوني كه مي خواستم ما رو بد شناخت و
 هستي شو پيش يكي ديگه باخت و
 قصر من و با يكي ديگه ساخت و
شكر خدا باز ولي پادشا شد
اوني كه مي خواستم من و داد به باد و
رفت پيش اون كس كه دلش مي خواد و
 زد زير عشقش تا يادش نياد و
 اسم منم جز آدم بدا شد
اوني كه مي خواستم من و زد كنار و
 خزونشو يه جوري كرد بهار و
قايم شدش تو يه عالم غبار و
 تقدير ما مثل موهاش سيا شد
اوني كه مي خواستم آخرش گم شد و
 بازيچه ي چشماي مردم شد و
 وارد عشق صد و چندم شد و
 توي خيال كس ديگه جا شد
 اوني كه مي خواستم ، ولي انگار مده
مال همه يه جورايي گم شده
كاش از ميون غبارا بياد و
بهم بگه هر چي مي گي بيخوده

 

نوشته شده در 85/08/13ساعت 8:7 توسط مهرداد| |

تو غریبه من یه عاشق که برات دل نگرونه
فاصله بین من و تو اززمین تا آسمونه
روزای خوبه گذشته کاشکی بر میگشت دوباره
شبای سرد جدایی باز میشد پراز ستاره
کاش میدیدم که نگاهت پر عشقه مهربونه
از لب تو میشنیدم غزلای عاشقونه
تن من پر از شکایت دل من پر از حکایت
من میخواستم با تو باشم برسم تا بی نهایت
تو هنوز تو آسمونی من زمینم که اسیرم
من بازم در انتظارم که نفس از تو بگیرم

نوشته شده در 85/08/13ساعت 8:4 توسط مهرداد| |

نمی بخشمت به خاطر تمام خنده هايی که از صورتم گرفتی

به خاطر تمام غمهايی که بر صورتم نشاندی

نمی بخشمت به خاطر دلی که برايم شکستی

به خاطر احساسی که برايم  پرپر کردی

نمی بخشمت به خاطر زخمی که بر وجودم نشاندی

به خاطر نمکی که بر زخمم گذاشتی

و می بخشمت به خاطر عشقی که بر قلبم حک کردی

نوشته شده در 85/08/13ساعت 7:59 توسط مهرداد| |

نوشته شده در 85/08/10ساعت 8:37 توسط مهرداد| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ