ياور هميشه مؤمن تو برو سفر سلامت
جز جام مي عشق خماري نپذيريم آيينه صبحيم و غباري نپذيريم بيهوده چه چيني به برم مهره بازي بازيگر عشقيم و قماري نپذيريم آغوش تو شد ..... آغوش تو شد مامن اين جان پريشان در هر دو جهان حور و كناري نپذيريم با ياد تو در سوز زمستان فراقت سوگند كه باغي و بهاري نپذيريم در سنجش و يكرنگي و معيار محبت ما جز محك عشق عياري نپذيريم يادم باشد جواب كين را با كمتر از مهر و جواب دو رنگي را با كمتر از صداقت ندهم در چشمان حيوان بي زباني كه به سوي قربانگاه مي رود![]()
يادم باشد بايد در برابر فريادها سكوت كنم
و براي سياهي ها نور بپاشم
يادم باشد از چشمه، درسِِ خروش بگيرم
و از آسمان درسِ پـاك زيستن
يادم باشد سنگ خيلي تنهاست…
يادم باشد بايد با سنگ هم لطيف رفتار كنم مبادا دل تنگش بشكند
يادم باشد براي درس گرفتن و درس دادن
به دنيا آمده ام ، نه براي تكرار اشتباهات گذشتگان
….
يادم باشد زندگي را دوست دارم
….
يادم باشد هر گاه ارزش زندگي يادم رفت
زل بـزنـم تا بـه مفهـوم بـودن پـي ببـرم
….
يادم باشد مي توان با گوش سپردن به آواز شبانه دوره گردي
كه از سازش عشق مي بارد به اسرار
عشق پي برد و زنده شد
….
يادم باشد سنجاقك هاي سبز قهر كرده
و از اينجا رفته اند ، بايد سنجاقك ها را پيدا كنم
يادم باشد معجزه قاصدكها را باور داشته باشم
….
يادم باشد گره تنهايي و دلتنگي هر كس
فقط به دست دل خودش باز مي شود
…
يادم باشد هيچگاه از راستي نترسم و نترسانم
….
يادم باشد زنده ام
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |










