تبليغاتX
شقايق گل هميشه عاشق
شقايق گل هميشه عاشق

ياور هميشه مؤمن تو برو سفر سلامت

سلام .

يلدا جون ممنونم از اينكه وبلاگ منو واسه ديدن انتخاب كردي و سئوال بسيار بجا و جالبه ولي من نميدونم چند سالته و انتخاب عشقت بر چه اساسي بوده كاش ميتونستم يه ايميل از شما داشته باشم يا تلفن تماسي كه بتونم مفصل باهات صحبت كنم چون بدست آوردن يه عشق با نگهداشتن اون زمين تا آسمون فرق ميكنه . اما همينو ميدونم كه عشق رو هيچوقت نبايد اسير و زندوني كرد . اما بايستي در حفظ كردنش تلاش كني . عشقهاي زيادي توي زندگي هر جووني مياد و ميره اما مهم تر از همه سالم نگهداشتن اين عشقه و معيارهاي انتخاب اون .

به هرحال منتظر شما هستم تا ايميلي يا تلفن تماسي ازتون داشته باشم تا اينكه با هم يه بحث شيريني رو تو اين زمينه داشته باشيم .

هر كجاي اين آب و خاك هستي واسه شما و همه جووناي عاشق آرزوي سلامتي و تندرستي دارم .

 

نوشته شده در 85/05/16ساعت 10:59 توسط مهرداد| |

يه روزخورشيد به من گفت بيا پيشم


آنقدر به هم نگاه کرديم تا من پيش اون رفتم


رفتم روی يه تيکه ابر نشستم

 

يه دفعه يه قطره بارون رو ديدم

 

سعی کردم برم پيشش ولی نشد


تا اومدم بگيرمش خورديم به هم بارون گرفت


شديم جدا از دل هم ....................


الان اون يه جاست و من يه جا

 

نوشته شده در 85/05/16ساعت 10:12 توسط مهرداد| |

نوشته شده در 85/05/11ساعت 10:38 توسط مهرداد| |

يکي بود يکي نبود اوني که بود من بودم اوني که نبود تو بودي

يکي داشت يکي نداشت اوني که داشت تو بودي اوني که نداشت من بودم

يکي خواست و يکي نخواست اوني که خواست تو بودي

اوني که بي تو بودن رو نخواست من بودم

يکي برد و يکي باخت اوني که دل رو برد تو بودي

اوني که دل رو باخت من بودم.

 

 

نوشته شده در 85/05/11ساعت 9:54 توسط مهرداد| |

اگر مي داني در اين جهان كسي هست
كه با ديدنش رنگ رخسارت تغيير مي كند
وصداي قلبت آبرويت را به تاراج ميبرد ،
مهم نيست كه او مال تو باشد ،
مهم اين است كه فقط باشد زندگي كند ، لذّت ببرد
و نفس بكشد

تا تو رفتي همه گفتند

از دل برود هر آنکه از ديده برفت

وبه ناباوری و غصه من خنديدن

کاش می آمدی و می ديدی

که در اين عرصه دنيای بزرگ

چه غم آلوده جدايی هايی ست

و بدانی که

از دل نرود هر انکه از ديده برفت........

 

نوشته شده در 85/05/11ساعت 9:49 توسط مهرداد| |

و من آهسته مي‌گريم!                                                                                                                        

دلم آغشته از

نفرين تنهايي است.

 ميان كوچه‌هاي سرد رسوايي،

سراب جوي را از ماه مي‌جويم                       

به دنبال محبت از پي آن رهگذر،

آن سايه تاريك براي ديدن

خورشيد خوشبختي

براي با تو بودن

تلاقي نگاهت را چشيدن

 براي با تو بودن با تو بودن!

عجب روياي زيبايي

عجب انديشه و فكر محالي!

.......و من ديوانه وار می گردم و مي‌گريم.

 

 

نوشته شده در 85/05/11ساعت 9:45 توسط مهرداد| |

تنهایی

 

...  تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست

 

... تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست

 

... تنهايي را دوست دارم زيرا تجربه کردم

 

... تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست

 

... تنهايي را دوست دارم زيرا

 

در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد

 

 

نوشته شده در 85/05/11ساعت 9:44 توسط مهرداد| |

سلام

ببخشيد اگه چند روزه آپديت نكردم چون دنباليه سري از كارهاي شخصي خودم بودم كه ميشه اينطور عنوانكرد ( غير مترقبه ) .

امروز عازم سفرم . از خوزستان حركت ميكنم تا شمال كشور كه البته اين لابه لاي سفر عزيزي رو مي بينم كه مدتهاست منتظر ديدنش بودم و براي اون لخظه ثانيه شماري مي كنم ، براي دومين باره كه ميخوام ببينمش . من دوشنبه بر مي گردم و براتون تازه ها رو مي نويسم .

از همه شما ميخوام واسه لحظه ديدار من و ....... دعا كنيد تا بتونم لذت حسابي ببرم از اين ديدار و بهش بفهمونم كه واقعا چقدر دوسش دارم .

شما جونترا ... آره با شما جوونا هستم خدا دعاتونو قبول ميكنه چون هنوز پاك و معصوميد .

براي همتون آرزوي سلامتي و يه عشق پاك الهي رو از خدا تقاضا مندم .

نوشته شده در 85/05/04ساعت 11:23 توسط مهرداد| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ