شقايق گل هميشه عاشق
ياور هميشه مؤمن تو برو سفر سلامت
اگه يه روز فهميدي ۱۰۰۰۰ نفر دوست دارن بدون يكيش منم اگه يه روز فهميدی ۱۰۰۰ نفر دوست دارن بدون يکيش منم اگه يه روز فهميدی ۱۰۰ نفر دوست دارن بدون يکيش منم اگه يه روز فهميدی ۱۰ نفر دوست دارن بدون يکيش منم اگـه يـه روز فهميـدی ۱ نفـر دوسـت داره بدون اون منـم اگه يه روز فهميدی کسي دوست نداره بدون من مردم اگر درياي دل آبيست...تويي فانوس زيبايش... اگر آينه يك دنياست...تويي معناي دنيايش... تو يعني دستهاي گل را.... ز آن سوي افق چيدن... تو يعني پاكي باران.... تو يعني لذت ديدن...تو يعني يك شقايق ... به يك پروانه بخشيدن...تو يعني از سحر تا شب به زيبايي درخشيدن... تو يعني يك كبوتر را ز تنهايي رها كردن... خداي آسمانها را... به آرامي صدا كردن... تو يعني مثل نيلوفر هميشه مهربان بودن...تو يعني باغي از مريم... تو يعني كهكشان بودن....تو يعني چتري از احساس براي قلب باراني... تو يعني پيك آزادي....براي روح زنداني... تو يعني در زمستانها... به فكر پونه افتادن... تو يعني روح باران را...متين و ساده بوسيدن... و يا در پاسخ يك لطف... به روي غنچه خنديدن... اگرچه دوري از اينجا...تو يعني اوج زيبايي... كنارم هستي و هر شب ... به خوابم باز ميآيي...
تو بهانة قشنگي كه هميشه زنده باشم به هواي ديدين تو پر شعر تازه باشم همه شب به خاطر تو لب پنجره نشستم كه تو را ببينم اما ز فراغ تو شكستم شب و روز من تو بودي گل هميشه بهارم دلم از تو جان گرفته به خدا در انتظارم همه زندگي برايت غزل و ترانه گفتم ز خيال سبز رنگت به خدا شبي نخفتم نظري به اين گدا كن كه به غصه ات دچار است گل عشق من كجايي كه مجنون تو بيقرار است سلام به تو ای مادر . سلام به تو ای موطن . سلام و هزاران بار سلام به تو ای دربرگيرنده همه تن و جانم بوي جوي موليان آيد همي ياد يار مهربان آيد همي غربت عجيبي است در ديار ديگران زيستن . خاك وطن چيز ديگريست . روزها و شبهاي بسياري را در ايام روزگار خويش به ياد دوران كودكي ام كه در سرزمين عشق و صفا ميزيستم به سر ميكنم . بدجوري دلم ميگيره از اينگه اينهمه خاطراتمو از توي اون زادگاه با خودم ورداشتمو بخاطر آينده زن و بچهام راهي ديار غربت شدم . بخدا هميشه تو دلم جا داره بدجوري خاكش آدمو ميگيره . مثل مادري ميمونه دلسوز كه فرزنداشو توي آغوش گرم و پرمهرش بزرگ كرد و خودش رو به كهولت نزديك و نزديكتر كرد . چه ايماني يا چه عدالتي قبول ميكنه مادري كه اين همه زحمت كشيد و ملتي رو تحويل جهان داد اينگونه پير و فرسوده به كناري افتد . بابا انصافي هم داشته باشيد تمام اين سرزمين با پول خوني كه از رگهاي مسجدسليمانبيرون ميزد آباد كرديد و خود اين شهر رو مثل تفاله اي به كنار انداختيد . زماني كه مسجدسليمان . مسجدسليمان بود . منچستري نبود . حالا منچستر رو ببينيد و نگاهي هم به مسجدسليمان بيندازيد . خدا رو خوش نمياد اين همه حق الناس كردن در حق مردم محجوب و خون گرم اين شهر تاريخي و اقتصادي و مهمتر از همه با فرهنگ . شما بگيد سزاوار اين جور و جفاي حكام دوران از ابتدا تاكنون واقع شده يا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



| Design By : Night Skin |



